وی ویو

مشغول به چه کاری هستید ؟

مطالب ارسال شده

 
 
تازه همون جور که داشت بپر بپر میکرد کف بانک بازوش که فچ کنم به طور خالص 50 کیلو گوشت بود کوبوند تو دهن یه آقاهه ... دیگه نتونستم وایسم اونجا ... در رفتم =))
 
 
آناهیتا
رضا
امروز ما را چه شد؟ من هم. و اکنون، بی‌خود از خود، بی‌تاب و بی‌قرار، دل‌آشفته و دل‌آشوب. ما را چه می‌شود ستاره‌ی شامگاه؟
رضا
مگر قرار به استراحت نبود هم‌دل عزیز؟ پزشکی دیگر، شاید او اندک تجربه‌ای در آستین داشته باشد که آن دگر نداشتن. آشوبم.
رضا
آخر باید راهی داشته باشد، ندارد؟ درد یعنی علت، درمان یعنی چاره. درد بی درمان درد دل است، الباقی به چاره‌اند. نیستند؟ پزشکی دیگر. نه؟
رضا
می‌خواهم بگویم و بگویم. چیزی گلویم را فشار می‌دهد، دستانم را می‌بندد و چشمانم را تار می‌کند. چیست این غم بی‌سرانجام؟ (اگر رفته‌اید شبتان به‌خیر.)

ورود کاربران

Anahita
Anahita

هیچ وقت نتونستم جاهایی که "بو" دارن رو برای مدت طولانی تحمل کنم...! اینجا هم انگار داره "بو" میگیره...! شاید............! 19:09:13 10-6-1387

درباره Anahita

  • نام: آناهیتا
  • محل زندگي: ناکجاآباد

دوستان Anahita

counter